ترجمه "correct" به فارسی

درست, صحیح, ادب کردن بهترین ترجمه های "correct" به فارسی هستند.

correct adjective verb دستور زبان

With good manners; well behaved; conforming with accepted standards of behaviour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درست

    adjective

    free from error

    Is your watch correct?

    آیا ساعتت درست است؟

  • صحیح

    adjective

    This was quite correct on the twenty fourth of July.

    روز بیست و چهار ژوئیه این سخنان کام لا صحیح بود.

  • ادب کردن

    verb

    2 “Discipline” refers to chastisement, correction, instruction, and education.

    ۲ «تأدیب» در اینجا به مفهوم ادب کردن، اصلاح کردن، رهنمود کردن و تعلیم دادن است.

  • ترجمه های کمتر

    • اصلاح کردن
    • dorost
    • صحيح
    • بجا
    • بهسازی
    • مک
    • (با معیار خاصی هماهنگ کردن) ویراستن
    • (بیماری یا عیب و غیره) بهبود بخشیدن
    • به کردن
    • بی غلط
    • بی لغزش
    • بی کاستی
    • بی کم و کسر
    • تادیب کردن
    • تصحیح کردن
    • درست کردن
    • راستا کردن
    • سازگار كردن
    • غلطگیری کردن
    • لغزش یابی کردن
    • مطابق قاعده کردن
    • موآخذه کردن
    • ميزان كردن
    • میزان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " correct " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Correct
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صحیح- تصحیح کردن

عباراتی شبیه به "correct" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "correct" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه