ترجمه "correctly" به فارسی
درست, تعریب, صحیحا بهترین ترجمه های "correctly" به فارسی هستند.
correctly
adverb
دستور زبان
In a correct manner. [..]
-
درست
adjectivein a correct manner
I needed to breathe so that I could play my role correctly.
احتیاج داشتم نفس بکشم تا بتوانم نقشم را درست بازی کنم.
-
تعریب
in a correct manner
-
صحیحا
-
بقاعده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correctly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن