ترجمه "coruscation" به فارسی
تابش, تابندگی, تلالو بهترین ترجمه های "coruscation" به فارسی هستند.
coruscation
noun
دستور زبان
A sudden display of brilliance; a flashing of light, a sparkle. [..]
-
تابش
noun -
تابندگی
-
تلالو
noun
-
ترجمه های کمتر
- رخشش
- رخشندگی
- تابناکی
- درخشش
- نور
- (مجازی) هنرنمایی
- جلوه گری
- نورتابی (به طور متناوب یا چشمک زنان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coruscation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coruscation" با ترجمه به فارسی
-
برق زننده · تابنده · درخشان · لامع
-
(هنر و ادبیات) جلوه کردن · (چشمک زنان یا به طور متناوب) نور دادن · برق زدن · درخشیدن · رخشیدن
-
(هنر و ادبیات) جلوه کردن · (چشمک زنان یا به طور متناوب) نور دادن · برق زدن · درخشیدن · رخشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن