ترجمه "cosmetic" به فارسی
آرایشی, تزئینی, سطحی بهترین ترجمه های "cosmetic" به فارسی هستند.
cosmetic
adjective
noun
دستور زبان
External or superficial; pertaining only to the surface or appearance of something. [..]
-
آرایشی
adjectivewhich is a cosmetic pill that you eat
که اون یه قرص آرایشی و بهداشتی است که شما می خورید
-
تزئینی
adjective -
سطحی
-
ترجمه های کمتر
- ظاهری
- بَزَک، وسیله آرایش چون سرخاب و سفیداب و وسمه و سرمه
- بزکی
- زیباساز
- صوری
- (جمع) لوازم آرایشی
- ابزار آرایش
- اسباب بزک
- اسباب توالت
- عیب زدا
- لکه زدا
- وابسته به بزک
- وابسته به لوازم آرایش
- وسیله آرایش
- گیاه تزئینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cosmetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cosmetic"
عباراتی شبیه به "cosmetic" با ترجمه به فارسی
-
لوازم آرایشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن