ترجمه "cosmopolite" به فارسی
(شخص) جهان میهن, (گیاه و جانور - گسترده در بیشتر جهان) هر جا زی, جهان بین بهترین ترجمه های "cosmopolite" به فارسی هستند.
cosmopolite
adjective
noun
دستور زبان
One who is at home in every place; a citizen of the world; a cosmopolitan person. [..]
-
(شخص) جهان میهن
-
(گیاه و جانور - گسترده در بیشتر جهان) هر جا زی
-
جهان بین
-
ترجمه های کمتر
- جهان دیده
- جهان وطنی
- همه جا زی
- گسترده اندیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cosmopolite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cosmopolite"
عباراتی شبیه به "cosmopolite" با ترجمه به فارسی
-
کوسموپولیتس سوردیدوس
-
کوسموپولیتس
-
کوسموپولیتس سوردیدوس
-
کوسموپولیتس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن