ترجمه "costly" به فارسی
گران, گرانبها, عالی بهترین ترجمه های "costly" به فارسی هستند.
costly
adjective
دستور زبان
Of high cost; expensive. [..]
-
گران
adjectiveHaving a high price, cost.
That spell of Drust's was clever but costly.
افسون در است هوشمندانه بود اما برایش گران تمام شد.
-
گرانبها
Clearly, a potter can turn something as abundant and inexpensive as clay into a beautiful and costly masterpiece.
در واقع کوزهگر میتواند از گِلی بیارزش که به فراوانی در دسترس است، شاهکاری گرانبها و زیبا بیافریند.
-
عالی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ارزشمند
- گزاف
- پرعظمت
- آفرنگین
- شکوهمند
- (قدیمی) پر ریخت و پاش
- اسراف آمیز
- توام با ولخرجی و زیاده روی
- پر آفرنگ
- پر ارزش
- پر خرج
- پر هزینه
- گران قیمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "costly" با ترجمه به فارسی
-
سنگین قیمتی · پرحرجی · گرانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن