ترجمه "cotton" به فارسی
پنبه, نخ, کتان بهترین ترجمه های "cotton" به فارسی هستند.
A plant that encases its seed in a thin fiber that is harvested and used as a fabric or cloth. [..]
-
پنبه
nounplant [..]
It was September and time to pick the cotton.
سپتامبر آمده بود. زمان برداشت پنبه فرا رسیده بود.
-
نخ
nounShe took needles and cotton from her bag.
از کیف خود نخ و سوزن بیرون آورد.
-
کتان
nounSo what you're seeing here is actually cotton hulls from Texas, in this case.
خوب، آنچه که شما در واقع در اینجا می بینید پوسته کتان از تگزاس است.
-
ترجمه های کمتر
- کتانی
- گوسیپیوم
- پاغند
- ليف
- پرزه
- (از ریشه ی عربی)
- (گیاه شناسی - هر چیز پنبه مانندی که بر گیاه بروید) پرز
- جنس پنبه
- محصول پنبه
- نخ یا پارچه یا پوشاک پنبه ای
- پارچه نخی
- پنبه ای
- گیاه پنبه (جنس Gossypium و خانواده ی mallow و راسته ی Malvales)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cotton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The name of several settlements around the world [..]
"Cotton" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cotton در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cotton"
عباراتی شبیه به "cotton" با ترجمه به فارسی
-
کرباس
-
(گیاه شناسی) علف خیزاب (جنس Eriophorum از خانواده ی sedge)
-
پنبه ابريشم سفيد (درخت)
-
پنبه بیغده
-
خوتکای هندی
-
ليف (پنبهای)
-
اريودندرون پنتاندروم · بومباكس پنتاندروم · سئیبا پنتاندرا · كاپوك · پنبه ابريشم سفيد
-
پنبه ی جذب کننده (پنبه ای که دارای جاذبه ی بیشتری است و در جراحی به کار می رود) · پنبه ی جراحی