ترجمه "council" به فارسی
انجمن, شورا, مجلس بهترین ترجمه های "council" به فارسی هستند.
council
noun
دستور زبان
A committee that leads or governs (e.g. city council, student council) [..]
-
انجمن
nounHe wants nothing to do with the council.
اون نميخواد کاري به کار انجمن داشته باشه.
-
شورا
nounConsulting or decisive insititution, composed of more than one person, national or international, private or public, with different scopes.
I command the council to make all necessary arrangements for my coronation.
من به شورا دستور ميدم تمامي کارهاي لازم رو براي تاجگذاري من انجام بدن.
-
مجلس
nouneven if you disagree with the council's decision.
همان وقت که با رای مجلس مخالفت کنید .
-
ترجمه های کمتر
- مشاوره
- هیئت
- مجمع
- کنکاش
- شور
- شهرداری
- رایزنی
- سازمانی
- سگالش
- سگالشگران
- (اتحادیه های کارگری) هیئت نمایندگان یگان های محلی
- (انگلیس - در مورد آپارتمان یا خانه های ساخته شده توسط انجمن شهر یا روستا) انجمنی
- (انگلیس) انجمنی که امور اجرایی (شهر یا ده یا دهستان) را به عهده دارد
- (برخی شهرها و روستاها و غیره) انجمن محل
- (گروهی که برای مشاوره یا بحث و غیره گردهم آیند) انجمن
- انجمن شهرداری
- جامعه ی رایزنان
- شورای بخش (یا شهرستان)
- مجلس مشاوره
- همایش اندیشوران کلیسایی
- کنکاش گروه
- کنکاشگروه مذهبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " council " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "council" با ترجمه به فارسی
-
عضو شورا · مستشار
-
شوراهای اسلامی کار
-
شورای اروپا
-
انجمن بلدی
-
قطعنامههای شورای امنیت
-
كومكون
-
شورای همیاری اقتصادی دوجانبه · كومكون
-
شورای سلطنتی · گروه مشاوران ویژه ی شاه (یا حکمران)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن