ترجمه "count on" به فارسی
براورد کردن, تخمین زدن, شمردن بهترین ترجمه های "count on" به فارسی هستند.
count on
verb
دستور زبان
(idiomatic, transitive) to rely upon, trust, or expect [..]
-
براورد کردن
verb -
تخمین زدن
verb -
شمردن
verbHe started counting on his fingers.
با انگشتهایش مشغول شمردن شد.
-
پیش بینی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " count on " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن