ترجمه "counterplot" به فارسی
توطئه ای را (با توطئه ی متقابل) خنثی کردن, توطئه ی متقابل, ضد توطئه بهترین ترجمه های "counterplot" به فارسی هستند.
counterplot
verb
noun
دستور زبان
A plot made in opposition to another; a counterploy. [..]
-
توطئه ای را (با توطئه ی متقابل) خنثی کردن
-
توطئه ی متقابل
-
ضد توطئه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " counterplot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن