ترجمه "countersink" به فارسی

(دهانه ی گشاد سوراخ فلزی یا چوبی که اجازه می دهد سرپیچ یا میخ تا ته و بدون برجستگی جایگزین شود) گشادسر, (مکانیک - تراشکاری) خزینه ی مخروطی, دارای خزینه ی مخروطی کردن بهترین ترجمه های "countersink" به فارسی هستند.

countersink verb noun دستور زبان

a conical recess, typically machined around a hole to admit a screw so that it sits flush with a surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دهانه ی گشاد سوراخ فلزی یا چوبی که اجازه می دهد سرپیچ یا میخ تا ته و بدون برجستگی جایگزین شود) گشادسر

  • (مکانیک - تراشکاری) خزینه ی مخروطی

  • دارای خزینه ی مخروطی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • پخ کردن
    • گشاد سر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " countersink " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "countersink" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه