ترجمه "coup" به فارسی
کودتا, کوب, کوبکار بهترین ترجمه های "coup" به فارسی هستند.
coup
verb
noun
دستور زبان
A quick, brilliant, and highly successful act; a triumph. [..]
-
کودتا
nounRecently there have been increasing reports of the possibility of a coup d'etat.
اخیرا گزارشات زیادی از امکان یک کودتا میرسد.
-
کوب
-
کوبکار
-
ترجمه های کمتر
- شاهکار
- (به ویژه اگر ناگهان باشد) ضربه شست
- (در اصل) ضربه
- موفقیت مشعشع
- کار چشمگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coup" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه) حمله ی ناگهانی (به ویژه در جنگ) · ناگه تک
-
(فرانسه) نظر اجمالی · برانداز · نگاه مختصر
-
(فرانسه) کودتا · واژگون سازی حکومت (به طور ناگهان) (coup هم می گویند) · کودتا
-
(انگلیس) نیم کوپه (در آخر واگن قرار دارد و نصف کوپه ی معمولی است) (در انگلیسی به کوپه می گویند:compartment) · اتومبیل دو در · اتومبیل کوپ · رجوع شود به coupe · کالسکه ی دو نفره · کوپه
-
(فرانسه) تندر · آسمان غرش · احساس (شدید و ناگهانی) عشق · رعد
-
براندازی · كودتا · کودتا
-
(تئاتر و غیره) دگرگونی ناگهانی · (فرانسه) · (هر کاری که برای جلب توجه و شورانگیزی انجام شود) خودنمایی · جلوه گری
-
(فرانسه) شاهکار · کار استادانه · کار درخشان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن