ترجمه "couth" به فارسی

متمدن, پیراسته, شناس بهترین ترجمه های "couth" به فارسی هستند.

couth adjective noun verb دستور زبان

(obsolete) known, renowned [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متمدن

  • پیراسته

  • شناس

    Suffix
  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) آشنا
    • (کاربرد مزاح آمیز) تزکیه شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " couth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "couth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه