ترجمه "cover" به فارسی

پوشش, رو پوشانی, پاکت بهترین ترجمه های "cover" به فارسی هستند.

cover adjective verb noun دستور زبان

A lid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشش

    noun

    lid

    A great outburst of acclamations covered the vibrating treble of the life and soul of the party.

    غریو ناگهانی تحسین نوای مرتعش حیات و روح آن جمع را پوشش داد.

  • رو پوشانی

    noun

    hiding

  • پاکت

    noun

    This covers a session for two different physical therapies.

    این پاکت برای دوجلسه مختلفِ درمان جسمیِ

  • ترجمه های کمتر

    • لفاف
    • پوشیدن
    • سقف
    • پناه
    • انداییدن
    • پوشاندن
    • راز
    • امضاکردن
    • اندودن
    • درنوردیدن
    • ملجا
    • نهانگاه
    • نهنبان
    • پوشانه
    • پوشش_باز
    • نهفتن
    • نوردیدن
    • پیمودن
    • (آبگونه) فرا گرفتن
    • (آنچه که برای پوشاندن واقعیت به کار رود) نقاب
    • (افتخار و شرم و غیره) پوشاندن 4
    • (امریکا - با: for) هوای کسی را داشتن
    • (بازرگانی - ارتش - رسانه های همگانی) زیرپوشش قرار دادن 2
    • (بیشتر در مورد اسب نر) پشت (مادیان) رفتن
    • (جامه) پوشیدن
    • (جمع) اسباب بستر (لحاف و ملافه و پتو و غیره)
    • (شکار جانوران) پناهگاه
    • (قانون و بیمه و غیره) شامل شدن
    • (ماکیان و غیره) روی تخم خوابیدن
    • (هرچیزی که بپوشاند) جلد
    • (هزینه و غیره)جوابگو بودن
    • (پوشاک) تن کردن
    • (چیدن میز نهارخوری) رومیزی و دستمال و قاشق و چنگال و غیره (معمولا برای یک نفر) 0
    • (کلاس و سخنرانی و غیره) شامل شدن
    • (کلاه و غیره) بر سر گذاشتن 5
    • تایید کردن 6
    • توجه کردن از
    • جان پناه
    • جفتگیری کردن
    • حایل شدن
    • حفاظت کردن
    • دارای پوشش کردن
    • در آغوش گرفتن
    • درک کردن
    • رجوع شود به cover charge 2
    • رو انداز
    • روکش (بسته ی پستی و غیره)
    • سپر (بلا) شدن
    • طی کردن 1
    • عبور کردن
    • مخفی کردن
    • مخفیگاه 9
    • مستور کردن یا شدن
    • ملبس شدن
    • وسیله ی اختفا 1
    • پرداختن به 3
    • پشتی کردن
    • پناهگاه 8
    • پنهان کردن
    • پوشش دادن
    • پوشش- سرپوش- جبران کننده
    • پوشن
    • پوشیده شدن
    • کاور 7
    • کفاف دادن 0
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cover " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cover"

عباراتی شبیه به "cover" با ترجمه به فارسی

  • پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
  • پول کالای سلف خریده شده را دادن
  • روتختی
  • پوشش برفی
  • پوشش تمدید شده
  • (مکاتبه) نامه ی موشح · نامه توضیحی · نامه وابسته · نامه ی رو (نامه ای که به همراه بسته فرستاده می شود و امضا و تاریخ دارد)
  • زنگار
  • جلد
اضافه کردن

ترجمه های "cover" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه