ترجمه "coverage" به فارسی

پوشش, شمول, گزارش بهترین ترجمه های "coverage" به فارسی هستند.

coverage noun دستور زبان

An amount by which something or someone is covered. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشش

    noun

    Syria Deeply tracks and organizes coverage of Syria, and also produces original analysis.

    Syria Deeply پوشش اخبار سوریه را پیگیری و سازماندهی میکند و همچنین تحلیلهای بدیع ارائه میدهد.

  • شمول

    noun
  • گزارش

    noun

    This post is part of our special coverage Surviving in Syria

    این نوشتار بخشی از گزارش ویژهمان درباره “زنده ماندن در سوریه” است.

  • ترجمه های کمتر

    • ششوپ
    • (رسانه ها) گزارش
    • (فوتبال امریکایی) پوشش دفاعی (در برابر حمله ی هوایی)
    • (میزان یا مبلغ یا مقداری که توسط چیز دیگری پوشیده یا کارسازی شود) پوشش
    • منطقه تحت پوشش
    • پوشش خبری
    • پوشش- شمول- مورد بیمه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coverage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coverage
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشش

    noun

    For some background about international coverage of the Syrian Crisis, check out our Special Coverage page.

    برای مطالعه مطالب بیشتر درباره پوشش رسانهای ما از بحران سوریه به صفحه ویژه ما مراجعه کنید.

عباراتی شبیه به "coverage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coverage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه