ترجمه "covering" به فارسی
پوشش, شامل, لفاف بهترین ترجمه های "covering" به فارسی هستند.
covering
noun
verb
دستور زبان
(countable) That which covers something. [..]
-
پوشش
nounA great outburst of acclamations covered the vibrating treble of the life and soul of the party.
غریو ناگهانی تحسین نوای مرتعش حیات و روح آن جمع را پوشش داد.
-
شامل
adjectiveDid Edward's blanket assurance cover all of that?
آیا تضمین کلی ادواد همهی آنها را شامل میشد؟
-
لفاف
nounFor that made it possible to offer the patrons of the theater damaged goods under cover of the delights of luxury.
زیرا امکان میداد که در لفاف فریبندهٔ تجمّل کالای فاسدی را به خریداران عرضه کنند.
-
ترجمه های کمتر
- روانداز
- شمد
- پوشا
- روکش
- بالاپوش
- رویه
- مصالحِ ساختنِ بنا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " covering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "covering" با ترجمه به فارسی
-
روتختی
-
پوشش تمدید شده
-
جلد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن