ترجمه "cowshed" به فارسی
گاودانی, طویله بهترین ترجمه های "cowshed" به فارسی هستند.
cowshed
noun
دستور زبان
A small barn for keeping cows [..]
-
گاودانی
who had been lying in ambush in the cowshed, suddenly emerged in their rear, cutting them off.
که در گاودانی در کمین نشته بودند یکهو پشت سر آنها سبز شدند و راه را بر آنها بستند.
-
طویله
The man's sons were banished to live three kilometers away, in a cowshed.
و پسر آن مرد به طویله گاو ها در سه کیلومتری تبعید شده بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cowshed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cowshed"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن