ترجمه "crack" به فارسی

ترک, رخنه, شکاف بهترین ترجمه های "crack" به فارسی هستند.

crack adjective verb noun دستور زبان

A thin and usually jagged space opened in a previously solid material. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترک

    noun proper

    thin space opened in a previously solid material

    It was like I saw the sky cracking open.

    مثل این بود که من تو را دیدم آسمان ترک خوردگی باز.

  • رخنه

    noun
  • شکاف

    noun

    Despite my best efforts, I'm beginning to feel some small cracks in my faux finish.

    ولي با تمامي تلاشها ، حس ميکنم شکافهايي در زره خودم احساس ميکنم.

  • ترجمه های کمتر

    • درز
    • آن
    • شکستگی
    • عالی
    • جوک
    • ماهر
    • رخ
    • هنگام
    • گردباد
    • طغیان
    • زاو
    • کفیدن
    • سجاف
    • زبردست
    • کارکشته
    • پیشکش
    • طنز
    • طعنه
    • تقدیم
    • عرضه
    • پیشنهاد
    • (امریکا - خودمانی) کوشیدن
    • (با ضربه ی ناگهان و تند) زدن
    • (بازرنگی یا کوشش) داخل شدن 5
    • (خودمانی) هروئین خالص (به صورت کلوخه های ریز برای دود کردن)
    • (در مورد صدا مثلا هنگام بلوغ یا سرماخوردگی) خشن وشکسته شدن یا کردن
    • (در مورد نفت و غیره) کراکینگ کردن
    • (در و پنجره) کمی باز کردن
    • (رمز و غیره را) شکستن
    • (صدای شکستن شیشه و ترکه و غیره) ترق
    • (عامیانه - به زور یا با کوشش) گشودن
    • (عامیانه) باز کردن و مصرف کردن (یا خوردن)
    • (عامیانه) خود را قبولاندن
    • (عامیانه) در هم شکسته شدن (روحیه و غیره) 0
    • (قدیمی - خودمانی) دزد خانه ها
    • (ناگهان) کوفتن 3
    • آزمودن 0
    • باز کردن 6
    • ترق کردن
    • ترک انداختن
    • ترک برداشتن
    • ترک خوردن
    • ترک دار کردن یا شدن
    • جوک گفتن 8
    • در هم شکستن
    • در هم کوبیدن 1
    • درزدار کردن
    • دوبلو شدن
    • دوبلو شدن صدا
    • دورگه شدن
    • دورگه شدگی
    • سرقت از منازل 1
    • شوخی (زبانی)
    • شکاف دیوار
    • شکستگی صدا
    • صدای ترک خوردن یا شکستن ایجاد کردن
    • صدای ترکیدن ایجاد کردن
    • لحظه 9
    • لطیفه گفتن
    • ملکول شکنی کردن (رجوع شود به cracking) 2
    • کراک کوکائین
    • کلفت شدن
    • گرفتگی صدا
    • گشودن 4
    • گشودن و خواندن 71 - (خودمانی) لطیفه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crack" با ترجمه به فارسی

  • افشه · بلغور · فروشه · گندم نیم کوفته
  • (صدا) دورگه · (عامیانه) خل · احمق · بی مخ · ترک خورده · ترکدار · زمخت · شکسته · کلفت
  • کرک کردن نرمافزار
  • آغاز رستاخیز · روز حساب · روز داوری · روز رستاخیر · روز قیامت · محشر
  • ترکخوردگی خاک
  • شکاف سم اسب (عمود براستخوان که موجب لنگی می شود)
  • تیرانداز ماهر
  • کراکینگ کاتالیزوری سیال بستر
اضافه کردن

ترجمه های "crack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه