ترجمه "crag" به فارسی
پرتگاه, کمر, تخته سنگ بهترین ترجمه های "crag" به فارسی هستند.
crag
noun
دستور زبان
A rocky outcrop. [..]
-
پرتگاه
noun -
کمر
noun -
تخته سنگ
nounten fathoms south of the black crag with the face on it.
به تخته سنگ سیاهی که صورتی بر آن نقش شده است رسید.
-
ترجمه های کمتر
- گلو
- گرم
- (اسکاتلند) گردن
- (صخره ای که بر فراز کوه سنگی یا توده ای سنگ سر بر آورده است) منارسنگ
- تخته سنگ (بلند و پرشیب)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crag"
عباراتی شبیه به "crag" با ترجمه به فارسی
-
ناهموار · پرتگاه دار · پرتگاه مانند
-
چلچله سربی
-
چلچلههای کوهی
-
چلچلههای کوهی
-
چلچله بیابانی
-
چلچله کوهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن