ترجمه "crane" به فارسی
جر ثقیل, درنا, کلنگ بهترین ترجمه های "crane" به فارسی هستند.
A mechanical lifting device, often used for lifting heavy loads for industrial or construction purposes. [..]
-
جر ثقیل
nounmachinery [..]
you give me a crane, scaffolding, parts from "Star Wars" —
به من یه جر ثقیل بدید، داربست، قطعاتی از "جنگ ستارگان" —
-
درنا
bird
The eagles work in pairs to separate a young crane from the flock.
عقاب ها براي جداكردن يك درنا از گروه ، به صورت دوتايي حمله مي كنند
-
کلنگ
nounbird
Pantelei Prokofyevich was standing by the window nearest the door, holding up his lame leg like a crane.
پانتلئیپروکوفیویچ کنار پنجره نزدیک در ایستاده بود و ساق پای نازک خود را بسان کلنگ تا کرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- جرثقیل
- جراثقال
- باربردار
- بالاکش
- بلندکن
- (برای بهتر دیدن و غیره) گردن خود را دراز کردن
- (جانورشناسی) درنا (تیره ی Gruidae)
- (هر اسبابی که دارای بازوی متحرک برای بلند کردن یا نگهداشتن باشد) بازویی
- استیون کرین (نویسنده ی امریکایی)
- با جرثقیل (یا بالاکش) بلند کردن یا حرکت دادن
- گردن افراشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Crane" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crane در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "crane"
عباراتی شبیه به "crane" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) درنای جارچی (Grus americana - بومی امریکای شمالی)
-
درنای سیبری
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
Grey -crowned crane
-
جرثقیل دروازهای
-
درنای اوراسیایی
-
(حشره شناسی) درنامگس (انواع مگس های دوباله و پا بلند و لاغر اندام از تیره ی Tipulidae)
-
درنای آبیرنگ