ترجمه "cranny" به فارسی
شکاف, درز, سوراخ (به ویژه سوراخ یا درز دیوار) بهترین ترجمه های "cranny" به فارسی هستند.
cranny
adjective
verb
noun
دستور زبان
A small, narrow opening, fissure, crevice, or chink, as in a wall, or other substance. [..]
-
شکاف
nounAll those crannies where my kids spill their juice.
تمام شکاف هايي که بچه هام آبميوه شون رو توش ميريزن
-
درز
noun -
سوراخ (به ویژه سوراخ یا درز دیوار)
-
شکاف دیوار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cranny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cranny" با ترجمه به فارسی
-
(پر از درز و سوراخ) پر روزنه · سوراخ سوراخ · پر درز · پر سوراخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن