ترجمه "crater" به فارسی

کاسچال, چاله, فنجانه بهترین ترجمه های "crater" به فارسی هستند.

crater verb noun دستور زبان

(astronomy) A hemispherical pit created by the impact of a meteorite or other object. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاسچال

  • چاله

    noun

    We recognized features — boulders, craters

    ما ویژگیها را تشخیص میدهیم— تخته سنگها، چالهها -

  • فنجانه

  • ترجمه های کمتر

    • قدح
    • (در ماه) گودال
    • (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) پیاله
    • (هر گودی کاسه مانند یا مخروطسان) دهانه ی آتشفشان
    • (گودی ایجاد شده توسط بمب یا سنگ آسمانی و غیره) چال
    • (یونان و روم باستان) پیاله
    • بمباران کردن (و از این راه پر از کاسچال کردن به ویژه در مورد راه)
    • حفره ی کله قندی
    • دهانه های آتشفشان (یا گودال و غیره) تشکیل دادن
    • کاسه ی گود
    • کاسچال ایجاد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crater " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Crater proper noun

(astronomy): A dim spring constellation of the northern sky, said to resemble a cup. It lies between the constellations Virgo and Hydra. [..]

+ اضافه کردن

"Crater" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crater در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "crater"

عباراتی شبیه به "crater" با ترجمه به فارسی

  • کاسچال سازی (فرآیند تشکیل گودال های کاسه مانند مثلا در سطح ماه) · کاسچال ها · کاسچالش · گودال ها
  • دهانه برخوردی
  • دهانه آتشفشانی
  • پارک ملی کرایتر لیک (در جنوب غربی ایالت ارگان - دریاچه ی کرایترلیک در آن قرار دارد - 746 کیلومتر مربع)
  • کرایترماوند (عبارت است از گودال عظیمی به ژرفای 381 متر و قطر 2/1 کیلومتر که توسط شهاب ایجاد شده - در مرکز ایالت آریزونا)
  • یادبود ملی دهانه آتشفشان سانست
  • دهانههای ماه
اضافه کردن

ترجمه های "crater" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه