ترجمه "creaming" به فارسی
خامهگیری, سرشیرگیری بهترین ترجمه های "creaming" به فارسی هستند.
creaming
verb
noun
دستور زبان
Present participle of cream. [..]
-
خامهگیری
-
سرشیرگیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " creaming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "creaming" با ترجمه به فارسی
-
بستنی چوبی
-
(به ویژه در نیویورک) نوشیدنی حاوی شکلات و شیر و آب گازدار
-
خامه · خامه ترش · سرشیر (که گذاشته اند برای مزه کمی ترش و غلیظ بشود)
-
(آشپزی) سس خامه (کره و آرد و خامه یا شیر را آمیخته و می پزند)
-
(امریکا - خودمانی)حسابی زدن (یا مغلوب کردن) · (برای پوست) کرم · (رنگ سرشیر) سپید مایل به زرد · با خامه پختن 2 · بهترین بخش چیزی را برداشتن · تبدیل به خامه کردن · خامه · خامه ای · خامه دار · خامه زدن · خامه مانند · خامه مانند شدن یا کردن · خامه گرفتن (از شیر) · دخل کسی را آوردن · روغن · روغن پوست · زبده · زدن · سرآب · سرآمد · سرشیر · سرشیر بستن · سرشیر زدن به · سرشیر مانند · سرشیر گرفتن 0 · سرشیری · قیماق · له و لورده کردن · مرهم · نخبه · هر خوراک خامه دار · پماد · چرابه · کرم · کرم رنگ · کفدار کردن یا شدن · کیماک · گل سر سبد · گل سرسبد را بردن 1
-
(آشپزی) دسر باواریا (مرکب از ژله و خامه و تخم مرغ و مزه ی میوه)
-
بستنی ناپلی (بستنی لایه لایه و رنگارنگ)
-
خامه فام · سرشیر فام · کرم رنگ · کرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن