ترجمه "creating" به فارسی

آفرینش, تولید کردن, خلقت بهترین ترجمه های "creating" به فارسی هستند.

creating verb

action of the verb to create [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفرینش

    noun

    No man creates from reason, but from necessity.

    آفرینش از روی دلیل وبرهان نیست آفرینش از روی ضرورت است.

  • تولید کردن

    Let's listen to this song that Coke created for it,

    بیایید به این آوازی که "کوکاکولا" برای جام جهانی تولید کرده، گوش کنیم،

  • خلقت

    And what dynamic energy resides in the things he created!

    و چه نیروی عظیمی نیز در خلقت او نهفته است!

  • ترجمه های کمتر

    • پدید آوردن
    • پیدایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " creating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "creating" با ترجمه به فارسی

  • مشترکا ایجاد کردن · همسازی
  • (انگلیس - خودمانی) غرو لند کردن · (قدیمی) مخلوق · (کارهای هنری و فنی و غیره) ساختن · آفریدن · آفریده · ابتکار به خرج دادن · ابداع کردن · انگیختن · ایجاد · ایجاد کردن · بنده ی خدا · به وجود آوردن · بوجود آوردن · خلق · خلق کردن · دادو بیداد کردن · ساختن · سخت شکوه کردن · عنوان (یا رتبه یا شغل یا قدرت) تازه اعطا کردن · نوشتن · هست کردن · پدید آوردن · کتابت · گماشتن
  • با هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند · در هر دو مورد مایا و بلندر میتوان کار رندرینگ را انجام داد و در هر دوی آنها میتوان انیمیشن های مشابهی خلق کرد و هر دو ویژگی ها و 'از ست' خودشان را دارند
  • از نو آفریدن · باز آفرینی کردن · دوباره خلق کردن
  • من این آموزش را بیشتر برای تمرین خودم با Unity نوشته ام ، و البته برای تکمیل آموزشهای ویدئویی , آنرا بصورت مجموعه ای از دستورالعمل های گام به گام نوشته ام .
  • فریده · مخلوق
اضافه کردن

ترجمه های "creating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه