ترجمه "creator" به فارسی

خالق, آفریدگار, آفریننده بهترین ترجمه های "creator" به فارسی هستند.

creator noun دستور زبان

one who creates or makes something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خالق

    noun

    the deity that created the world [..]

    A physicist can't allow his calculations to be muddled by a belief in a supernatural creator.

    یه فیزیکدان نمی تونه اجازه بده محاسباتش بواسطه ی باور داشتن به یه خالق ماورا طبیعی مخدوش بشه.

  • آفریدگار

    the deity that created the world

    Acceptance of the existence of a Creator does not hinder scientific progress.

    قبول وجود آفریدگار سدّی در راه پیشرفت علم نیست.

  • آفریننده

    one who creates

    I tried to visualize the Cullen family without their creator, their center, and their guidetheir father, Carlisle.

    سعی کردم خانواده کالن را بدون آفریننده، کانون و رهبرشان، پدرشان، کارل ایل تصور کنم.

  • ترجمه های کمتر

    • کروگر
    • سازنده
    • آفریدگر
    • دادار
    • C( -1 بزرگ) خداوند
    • ابداع کننده
    • هستی بخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " creator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Creator proper noun

(religion, Christianity) God. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آفریننده

    I believe in the Supreme Being, in a Creator, whatever he may be.

    به وجود باری تعالی و به وجود آفرینندهای اعتقاد دارم حال این آفریننده هر که میخواهد باشد.

  • مبتکر

تصاویر با "creator"

عباراتی شبیه به "creator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "creator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه