ترجمه "crib" به فارسی
دزدی ادبی, طاقبند, طویله بهترین ترجمه های "crib" به فارسی هستند.
crib
verb
noun
دستور زبان
(US) A baby’s bed (British and Australasian cot) with high, often slatted, often moveable sides, suitable for a child who has outgrown a cradle or bassinet. [..]
-
دزدی ادبی
noun -
طاقبند
-
طویله
-
ترجمه های کمتر
- کلبه
- اتاقچه
- راشدان
- زیراب
- ستورگاه
- کاشانه
- کمرا
- حصار
- راش
- باره
- (آموزش) تقلب (درامتحان)
- (آموزش) ورقه ی تقلب نوشتن
- (اسب)چوبخوری کردن
- (جایگاه دام ها) آخورگاه
- (در امتحان) تقلب کردن 0
- (در معدن و تونل و غیره) شمع
- (عامیانه) دله دزدی
- (عامیانه) دله دزدی کردن
- (معماری - دهانه یا مدخل یا پایه ی زیرآبی) صندوقه
- (کودک را) در بستر گذاشتن 1
- (کودک) تخت دار کردن 2
- آخور (manger هم می گویند)
- آخوردار کردن
- اتاق کوچک
- انبار غله (در مزرعه)
- تخت بچه (که دو سویش نرده دارد)
- تختخواب بچه
- تختخواب کودک
- جا کردن
- خانه ی کوچک
- در طویله قرار دادن
- دزدی ادبی کردن
- طاق نگهدار
- عادت به گاز گرفتن چوب داشتن (رجوع شود به crib biting)
- غله دان
- محدود کردن
- نت کشیدن
- پل بنیان
- چوب بست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crib " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crib"
عباراتی شبیه به "crib" با ترجمه به فارسی
-
(در امتحان) تقلب · (معدن و تونل و غیره) شمع · رجوع شود به crib biting · رونویسی (از روی ورقه ی دیگری) · رونویسی (ورقه ی دیگری) · طاق نگهدار · طاقبند · نت · نت کشیدن · ورقه ی تقلب · چوب بست
-
انبارهای غله · غلهدانها
-
رجوع شود به sudden infant death syndrome
-
(اسب) عادت به گاز گرفتن چوب (مثلا چوب در یا آخور) همراه با بلعیدن هوا · چوب جویدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن