ترجمه "crier" به فارسی
جارچی, فریادزن, منادی بهترین ترجمه های "crier" به فارسی هستند.
crier
noun
دستور زبان
One who cries; one who makes proclamation. [..]
-
جارچی
nounGarland, with a crier, went through the few streets, and called the garrison.
گارلند با یک جارچی به چند خیابان رفت و افراد پادگان را احضار نمود.
-
فریادزن
-
منادی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (کسی که فریاد می زند) دادزن
- (کسی که گریه می کند) گریه ای
- اهل داد و فریاد
- دستفروش (که با جار زدن کالای خود را عرضه می کند)
- زود اشک
- فروشنده ی دوره گرد
- منادی (criertown هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Crier
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Crier" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crier در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "crier" با ترجمه به فارسی
-
(سابقا) جارچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن