ترجمه "croak" به فارسی
قارقار, غورغور, میراندن بهترین ترجمه های "croak" به فارسی هستند.
croak
verb
noun
دستور زبان
A faint, harsh sound made in the throat. [..]
-
قارقار
nounThe crows flew about croaking, and flapping their wings heavily.
کلاغهای درشت با قارقار پر کارانه بالهاشانرا سلانهسلانه تکان دادهمیپریدند.
-
غورغور
-
میراندن
-
ترجمه های کمتر
- خرخر
- غوغای
- مردن
- (انسان) خس خس
- (با صدای عمیق و گرفته حرف زدن) خس خس کردن
- (حوادث بدی را) پیش بینی کردن
- (خودمانی) مردن
- (خودمانی) کشتن
- (صدای وزغ و کلاغ) قارقار
- (مانند وزغ) غورغور کردن
- (مانند کلاغ) قارقار کردن
- تلف شدن
- خس خس کنان گفتن
- شکایت کردن
- غرغر کردن
- غرولند کردن
- قات قات کردن
- ناگهان ناپدیدشدن
- نفس آخر راکشیدن
- نفوس بد زدن
- هلاک شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " croak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن