ترجمه "crockery" به فارسی
بدل چینی, ظروف سفالی, گنجانه های سفالین (کوزه و سبو و بستو و غیره) بهترین ترجمه های "crockery" به فارسی هستند.
crockery
noun
دستور زبان
Plates, dishes and other eating and serving tableware, usually made of some ceramic material. [..]
-
بدل چینی
noun -
ظروف سفالی
She was rattling like a tin tray full of crockery
مثل یک سینی حلبی که محتوی ظروف سفالی است با سرو صدا به راهش ادامه میداد.
-
گنجانه های سفالین (کوزه و سبو و بستو و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crockery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crockery"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن