ترجمه "crop" به فارسی
محصول, دسته, چیدن بهترین ترجمه های "crop" به فارسی هستند.
crop
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To remove the top end of something, especially a plant. [..]
-
محصول
nounPay him a wage and take all the crop.
مزدی به او میدهند و تمام محصول را جمع میکند.
-
دسته
noun -
چیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خرمن
- گروه
- فرآورد
- آیش
- سرخنای
- سرشمش
- سرقیچی
- چينهدان
- چینهدان
- رویاندن
- فرآورده
- آراستن
- مری
- (سر چیزی را) زدن یا بریدن یا جویدن
- (محصول کشاورزی) برداشت کردن
- (مو) کوتاه کردن
- (پرندگان و برخی حشرات) چینه دان (رجوع شود به craw)
- (کشاورزی) بازده
- (کشاورزی) محصول
- به عمل آوردن
- تخته پوست
- تغذیه کردن
- تغذیه کردن از
- ته شلاق
- حذف قسمتی
- دسته ی تازیانه
- سرشاخه زدن
- سرچین کردن
- شلاق سواری (بر اسب)
- ماشین کردن 2
- محصول دادن 0
- محصول کشاورزی
- موی ماشینی
- موی کوتاه
- هرس کردن
- پوست دباغی شده (و بریده نشده)
- چریدن 1
- چریدن در
- کاشتن و پروراندن و درو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "crop"
عباراتی شبیه به "crop" با ترجمه به فارسی
-
حفاظت · ذخيرهسازي محصولات زراعی · ذخیرهسازی
-
محصولات معطر (روغنهاي ضروري)
-
محصولات خوراكي جانوري · محصولات زراعی دامخوراک · محصولات علوفهاي · گياهان چراگاه
-
محصولات نساجي · محصولات گیاهی الیافی · گياهان اليافي
-
پیشرسانی · پیشرسانی محصول
-
پيشبينيهاي محصول زراعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن