ترجمه "cross-legged" به فارسی

چارزانو, (روش نشستن) پا روی پا, چهار زانو بهترین ترجمه های "cross-legged" به فارسی هستند.

cross-legged adjective adverb دستور زبان

Having one ankle over and across the other, and the knees far apart [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چارزانو

    having one ankle over and across the other

  • (روش نشستن) پا روی پا

  • چهار زانو

    Rahel sat cross legged on the stool on the table .

    راحل روی چهارپایة روی میز چهار زانو نشست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cross-legged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cross-legged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه