ترجمه "crosscut" به فارسی

(راه و غیره) میان بر, (فیلم) برش هم راستا, (فیلم) برش هم راستاکردن بهترین ترجمه های "crosscut" به فارسی هستند.

crosscut verb noun دستور زبان

To cut across something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (راه و غیره) میان بر

  • (فیلم) برش هم راستا

  • (فیلم) برش هم راستاکردن

  • ترجمه های کمتر

    • (کان) برش عرضی رگه ی معدن
    • برش موازی کردن
    • تدوین موازی (crosscutting هم می گویند)
    • طریقه اقتصادی
    • قطع جریان
    • میان بر رفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crosscut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crosscut" با ترجمه به فارسی

  • اره ی پادبر (که می تواند چوب را در جهت عکس رگه یا آوندهای آن ببرد)
اضافه کردن

ترجمه های "crosscut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه