ترجمه "crossing over" به فارسی

کراسینگ اور, تلاقی دوطرفه, دگرجایگیری بهترین ترجمه های "crossing over" به فارسی هستند.

crossing over verb noun

Present participle of cross over. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کراسینگ اور

  • تلاقی دوطرفه

  • دگرجایگیری

  • ترجمه های کمتر

    • همگذری
    • چلیپاییشدن
    • کراسینگاور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crossing over " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crossing over" با ترجمه به فارسی

  • (زیست شناسی - هنگام میتوز) چلیپایگی · همبری کروموزومی
اضافه کردن

ترجمه های "crossing over" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه