ترجمه "crouch" به فارسی

قوز, کز, خف بهترین ترجمه های "crouch" به فارسی هستند.

crouch verb noun دستور زبان

(obsolete) A cross. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوز

    She couldn't see them crouched against the door.

    او نمیدید آنها از شدت ترس جلوی در قوز کردهاند.

  • کز

    noun

    White Fang shrank together and grew tense as he crouched under it.

    سپید دندان کز کرد و باز مراقب بود.

  • خف

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خیز برداشتن
    • (برای حمله و یا از ترس و غیره) خود را جمع کردن
    • (چاپلوسانه) تعظیم و تکریم کردن
    • خضوع و خشوع کردن
    • خف کردن
    • خم شدن
    • دولا شدن
    • دولا کردن یا شدن
    • سرپا ایستادن
    • قوز کردن
    • چمباتمه زدن
    • کز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crouch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Crouch proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Crouch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crouch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "crouch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه