ترجمه "crowd" به فارسی

جمعیت, گروه, انبوه بهترین ترجمه های "crowd" به فارسی هستند.

crowd verb noun دستور زبان

(transitive) To press by solicitation; to urge; to dun; hence, to treat discourteously or unreasonably. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمعیت

    noun

    group of people

    A crowd of 500 filled the theater.

    جمعیت حدود 500 نفر تو تیاتر بود.

  • گروه

    noun

    This is a crowd that does know what it is,

    اینها گروه کثیری هستند که از آن اطلاع دارند،

  • انبوه

    adjective noun

    group of people

    A moment later everyone had drawn up round the crowd of dogs.

    پس از یک دقیقه همه در کنار انبوه سگان ایستاده بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • ازدحام کردن
    • جمع
    • توده
    • انبوه شدن
    • انبوه مردم
    • مردم
    • ازدحام
    • جماعت
    • گشودن بادبان ها برای افزایش سرعت کشتی بادبادنی (اصطلاح دریانوردی)
    • شلوغی
    • دسته
    • اجتماع
    • متحدکردن
    • چپیره
    • چپاندن
    • بینندگان
    • باند
    • (انگلیس - محلی) ویولن
    • (دسته ای از مردم که وجه مشترکی دارند) تماشاچیان
    • (عامیانه) اذیت کردن
    • با فشار عقب زدن یا (از جایی) راندن
    • توده ی مردم
    • جمع شدن (با round یا about)
    • رجوع شود به crwth
    • عرصه را بر کسی تنگ کردن
    • عوام الناس
    • قاطبه ی مردم
    • مردم عادی
    • مزاحم شدن
    • پاپی شدن
    • چپاندن (مردم را در جایی)
    • چپیدن در
    • گرد آمدن
    • گروه بزرگی از مردم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crowd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "crowd"

عباراتی شبیه به "crowd" با ترجمه به فارسی

  • جماعت فعال
  • انبوه · شلوغ · شلوق · پرچمعیت · کمبود فضا، فضای کافی نداشتن، کمبود جا داشتن
  • ازدحام پذیری، ازدحام ورود، افزایش عرضه یک کالا / خدمات
  • خرد جمعی
  • ازدحام زدایی، ازدحام خروج، کاهش عرضه یک کالا / خدمات · کنار زدن - پس راندن - کم رنگ کردن · کنار زدن / پس زدن / کم رنگ کردن
  • سرمایهگذاری اجتماعی
  • اثر ازدحام خروج، اثر جبرانی، اثر جانشینی جبری، اثر پسرفت
اضافه کردن

ترجمه های "crowd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه