ترجمه "crowned" به فارسی
تاج بسر، تاج برسر، افسر پوش، افسر بسر, تاجدار, روکش دار(دندان روکش گذاری شده) بهترین ترجمه های "crowned" به فارسی هستند.
crowned
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of crown . [..]
-
تاج بسر، تاج برسر، افسر پوش، افسر بسر
-
تاجدار
He was not her son. He was her crown prince, her heir apparent.
تونی پسر مادرش نبود، شاهزاده تاجدار او و وارث بی چون و چرای اموال او بود.
-
روکش دار(دندان روکش گذاری شده)
-
ترجمه های کمتر
- نوک دار
- کاکلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crowned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crowned" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به Corona Australis
-
سر بطری (فلزی و دارای لبه ی گنگره دار که معمولا با بطری بازکن باز می شود)
-
(اسبدوانی) قهرمانی مسابقات Derby وPreakness و Belmont · (بیس بال) قهرمانی سه گانه (از نظر میانگین چوگان زنی و آوردن امتیاز و غیره)
-
برگسار · تاج پوشش · تاجپوشه · تاجپوشه برگ · سايبان جنگلي · سايبان درخت · سایهانداز · شبدر درختي · لایه گياهي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن