ترجمه "crucible" به فارسی
بوته, بوتهٔ چینی, محنت بهترین ترجمه های "crucible" به فارسی هستند.
crucible
noun
دستور زبان
(chemistry) A cup-shaped piece of laboratory equipment used to contain chemical compounds when heating them to very high temperatures. [..]
-
بوته
nounheat-resistant container in which metals are melted
Love is the sublime crucible wherein the fusion of the man and the woman takes place;
عشق بوته فاخری است که زن و مرد در آن گداخته و ممزوج میشوند.
-
بوتهٔ چینی
cup-shaped piece of laboratory equipment
-
محنت
-
ترجمه های کمتر
- (فلزکاری) بوته
- آزمون دشوار
- امتحان سخت
- بوته چینی
- بوته ی آزمایش
- دیگ کوره (کاواکی ته کوره ی گداز که فلز گداخته در آن انباشته می شود)
- دیگ گداز
- شور (چیزی)
- محک تجربه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crucible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crucible" با ترجمه به فارسی
-
(فلزکاری) پولاد بوته ای (که در کوره ی دیگی و از راه گدازش آمیزه های پولادین به دست می آید و در ساختن کارد و ابزار برنده و غیره کاربرد دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن