ترجمه "cryogen" به فارسی
سجنزا, سرمازا, سرد ساز بهترین ترجمه های "cryogen" به فارسی هستند.
cryogen
noun
دستور زبان
(physics) A cryogenic liquid (that boils below about -160°C) used as a refrigerant [..]
-
سجنزا
-
سرمازا
We can build space tugs, orbiting platforms for holding cryogens and water.
ما می توانیم یدک کش های و تلواره های مداری برای نگهداری مخلوط های سرمازا و آب بسازیم.
-
سرد ساز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cryogen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cryogen" با ترجمه به فارسی
-
برودتی
-
برودتشناسى · خنککنندهها · سجنزایی · سرمازایی (بخشی از علم فیزیک که با تولید سردی زیاد و تاثیر سرما بر مواد سر و کار دارد) · سرماشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن