ترجمه "cryptograph" به فارسی
رمز, رجوع شود به cryptogram, نهان نما بهترین ترجمه های "cryptograph" به فارسی هستند.
cryptograph
verb
noun
دستور زبان
A cipher or cryptogram. [..]
-
رمز
noun -
رجوع شود به cryptogram
-
نهان نما
-
ترجمه های کمتر
- وسیله ی نگارش یا گشودن رمز
- کلید رمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cryptograph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cryptograph" با ترجمه به فارسی
-
پایه رمزنگاری
-
قابلیت رمزگذاری
-
مسئله شام خوردن رمزنگاران
-
رمزنویس · پوشیده نویس
-
رمزی · پوشیده
-
پروتکل های رمزنگاری
-
تابع درهمساز رمزنگارانه
-
رمزنویس · پوشیده نویس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن