ترجمه "cubicle" به فارسی

اتاقک, اتاق, خوابگاه بهترین ترجمه های "cubicle" به فارسی هستند.

cubicle noun دستور زبان

A small separate part or one of the compartments of a room. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتاقک

    I managed to scrape most of it off the cubicle wall.

    بیشتر دیوار اتاقک رو خراش دادم تا بتونم تنظیمش کنم.

  • اتاق

    noun

    How do you have an office and I have a cubicle?

    چجوريه که تو اتاق داري و من يه ميز مسخره ؟

  • خوابگاه

    noun

    The boy in the next cubicle was looking round the corner, and at the words he slipped in.

    پسرک خوابگاه دیگر که یک گوشه ایستاده بود و نگاه میکرد، با شنیدن این دستور وارد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • کابین
    • اطاقک
    • دکه
    • (به ویژه در خوابگاه و کتابخانه و ترن) اتاقچه
    • جای کوچک
    • خانه تابستانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cubicle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cubicle" با ترجمه به فارسی

  • آلونكهاي دام · خانه آلونكي · خانه آلونكي (جانور) · خانه جانور · خانه جانوران · خانه دام · خانه روباز · محل نگهداري باز · مسکن حیوان · پرورشگاههای ماهي
اضافه کردن

ترجمه های "cubicle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه