ترجمه "cuckoos" به فارسی

فاختهها, کوکوها بهترین ترجمه های "cuckoos" به فارسی هستند.

cuckoos noun

Plural form of cuckoo. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاختهها

    common name for animals

  • کوکوها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuckoos " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cuckoos" با ترجمه به فارسی

  • ساعت کوکو (ساعت دیواری که صدایی همانند آواز فاخته می کند)
  • کوکوکبوتر بزرگ
  • سرزمین اوهام · سرزمین خواب و خیال · کشور پریون
  • درازدمیان · كفحشرات · كفخسترها
  • (بانگ این پرنده) کوکو · (تقلید این صدادر ساعت های دیواری و غیره) · (جانورشناسی) فاخته · (خودمانی) خل · آواز فاخته را ایجاد کردن · احمق · تهی مغز · دیوانه · سبکسر · فاخته · لوده · کم عقل · کوکو · کوکو (انواع پرندگان تیره ی Cuculidae از راسته ی Cuculiformes) · کوکو دادن · گول
  • (جانورشناسی)رجوع شود به spittlebug · (گیاه شناسی) تف حشره (ماده ی کف مانندی که توسط برخی حشرات روی برگ گیاهان ترشح می شود) · تف حشره · رجوع شود به spittlebug
  • کوکوکبوتر ابلق
  • پرواز بر فراز آشیانه فاخته
اضافه کردن

ترجمه های "cuckoos" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه