ترجمه "cucumber" به فارسی
خیار, خيار, (میوه ی این گیاه) خیار بهترین ترجمه های "cucumber" به فارسی هستند.
cucumber
noun
دستور زبان
(botany) A vine in the gourd family, Cucumis sativus . [..]
-
خیار
nounedible fruit
She worked on the cucumber with an air of barely concealed triumph.
عصاره خیار را با حالت پیروزمندانهای که به سختی میتوانست پنهان کند، بیرون میکشید.
-
خيار
The edible fruit of the cucumber plant, having a green rind and crisp white flesh.
When I'm lucky, it's a cucumber or eggplant.
وقتي من خوشانسم ، که. خيار يا بادمجون دستش باشه
-
(میوه ی این گیاه) خیار
-
(گیاه شناسی) بته ی خیار (Cucumis sativus از خانواده ی gourd که گیاهی خزنده و آویزی است)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cucumber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cucumber"
عباراتی شبیه به "cucumber" با ترجمه به فارسی
-
حلزون دریایی · خیار دریایی · رجوع شود به holothurian
-
سي.ام.وي · ويروس موزاييك خيار · کوکوموویروس موزاییک خیار
-
خیارها
-
خیار
-
سي.ام.وي · ويروس موزاييك خيار · کوکوموویروس موزاییک خیار
-
(گیاه شناسی) درخت خیار · خیار درخت (ماگنولیای امریکایی به نام لاتین cucumber-tree( )Magnolia acuminata هم می نویسند)
-
بش دمر · خیارسانان دریایی · درياخيارسانان
-
سي.ام.وي (ويروس موزاييك خيار)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن