ترجمه "culinary" به فارسی
آشپزخانه ای, مناسب برای آشپزی, وابسته به آشپزخانه بهترین ترجمه های "culinary" به فارسی هستند.
culinary
adjective
دستور زبان
Relating to the practice of cookery or the activity of cooking. [..]
-
آشپزخانه ای
-
مناسب برای آشپزی
-
وابسته به آشپزخانه
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به آشپزی
- کاربردپذیر در آشپزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " culinary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "culinary" با ترجمه به فارسی
-
رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · محصولات طعمدهنده
-
ادویهها · گياهان پختنی خشكشده
-
تزئین غذا · خوراک · دست پخت · روش آشپزی · غذا
-
اروم لنس · دانه عدس · لنس اسكولنتا · لنس کولیناریس
-
محصولات طعمدهنده (آشپزی)
-
خردل
-
محصولات طعمدهنده (آشپزي)
-
لنس کولیناریس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن