ترجمه "cunning" به فارسی

مکار, رند, ماهر بهترین ترجمه های "cunning" به فارسی هستند.

cunning adjective noun دستور زبان

Sly; crafty; clever in surreptitious behaviour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مکار

    sly

  • رند

    sly

  • ماهر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گربز
    • جذاب
    • حیله
    • مکر
    • محیل
    • دغل
    • مهارت
    • فریبکار
    • شیطان
    • ناقلا
    • ماهرانه
    • تردستانه
    • جربز
    • گربزی
    • مزور
    • رندی
    • زبردستانه
    • مبتکر
    • هنرمندانه
    • طرار
    • دلفریب
    • دغلی
    • فریبکاری
    • موذی
    • زیبا
    • (امریکا - عامیانه) ملیح
    • (نادر) زرنگ
    • (نادر) زرنگی
    • با زرنگی
    • تو دل برو
    • حیله گری
    • خدعه آمیز
    • روباه صفت
    • روباه صفتی
    • شیطنت آمیز
    • نیرنگ آمیز
    • نیرنگ باز
    • نیرنگ بازی
    • پر تزویر
    • پر حیله
    • چیره دست
    • چیره دستانه
    • چیره دستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cunning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cunning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cunning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه