ترجمه "cupboard" به فارسی

گنجه, قفسه, کابینت بهترین ترجمه های "cupboard" به فارسی هستند.

cupboard verb noun دستور زبان

An enclosed storage space with a door, usually having shelves, used to store crockery, food, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجه

    noun

    enclosed storage

    His wife came out soon, the old nurse having gone to arrange the linen cupboard.

    اندکی بعد زنش، پس از رفتن کلفت، آمد تا ملافهها را در گنجه مرتب کند.

  • قفسه

    noun

    closed or open-shelved side table for displaying dishware, more specifically plates, cups and saucers

    Open the cupboard to the left, the bottles are in there.

    در سمت راست قفسه را باز کن.بطری ها در آنجا قرار دارند

  • کابینت

    noun

    She was walking into the kitchen when I opened the cupboard.

    همون حینی که در کابینت باز کردم وارد آشپزخانه شد

  • ترجمه های کمتر

    • اشکاف
    • كمد
    • جاظرفی
    • ظرفدان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cupboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cupboard"

عباراتی شبیه به "cupboard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cupboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه