ترجمه "curfew" به فارسی

حکومت نظامی, خاموشی, قرق بهترین ترجمه های "curfew" به فارسی هستند.

curfew noun دستور زبان

(historical) A regulation in feudal Europe by which fires had to be covered up or put out at a certain fixed time in the evening, marked by the ringing of an evening bell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکومت نظامی

    a regulation requiring people to be off the streets and in their homes by a certain time [..]

    There's a curfew in the middle of the day?

    وسط روز اعلام حکومت نظامی می کنن ؟

  • خاموشی

    noun

    Morgan spending the night with Boonkie tonight, so, I don't have a curfew.

    اوه مورگان کل شب رو با بونکی بوده واسه همین دیگه ساعت خاموشی ندارم

  • قرق

  • ترجمه های کمتر

    • (در اصل - قرون وسطی - نواختن زنگ به نشان آن که باید چراغ ها و آتش ها را خاموش کرد و خوابید) خاموشی
    • (در شهرها به ویژه هنگام جنگ یا حکومت نظامی - درسربازخانه ها و برخی خوابگاه ها) محدودیت آمد و رفت
    • (سربازخانه) شیپورخاموشی
    • خاموش باش
    • زمان آغاز خاموشی
    • زنگ خاموشی
    • ساعت منع عبور و مرور
    • ناقوس خاموشی
    • هنگام خاموشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " curfew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "curfew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه