ترجمه "curving" به فارسی
خميده ترجمه "curving" به فارسی است.
curving
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of curve. [..]
-
خميده
The pattern is consistent with sharp-force trauma from a curved blade approximately 65 millimetres thick.
از يه تيغه خميده ي تقريباً 65 ميليمتري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curving" با ترجمه به فارسی
-
منحنی تقاضا · منحنی یادگیری
-
انطباق منحنی
-
منحنی عملیاتی
-
(اقتصاد) منحنی ((جی)) (این روند: تنزل جزئی و سپس رشد سریع)
-
منحنی بازده یکنواخت
-
منحنی بیضوی
-
منحنی برابری هزینه / هزینه برابر
-
مایا به دلیل داشتن مجموعه ابزار های فراوان خود قابلیت یادگیری ساده تری دارد در حالیکه وقتی برای اولین بار در بلندر به دنبال یادگیری مطلبی باشید ممکن است کمی سردرگم شوید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن