ترجمه "cutaway" به فارسی

ترسیمه, دیاگرام, کروکی بهترین ترجمه های "cutaway" به فارسی هستند.

cutaway adjective noun دستور زبان

(3D graphics) Having selectively removed surface elements of a three-dimensional model that make internal features visible, but without sacrificing the outer context entirely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترسیمه

  • دیاگرام

  • کروکی

  • ترجمه های کمتر

    • بریده
    • برین
    • نمودار
    • شما
    • (جامه) کت دامن باز (کت مردانه که یک دکمه دارد و ویژه ی مراسم رسمی روزانه است) (cutaway coat هم می گویند)
    • (در ساختن مدل ساختمان و غیره) مقطع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cutaway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cutaway"

اضافه کردن

ترجمه های "cutaway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه