ترجمه "cycle" به فارسی
دور, دوچرخه, چرخ بهترین ترجمه های "cycle" به فارسی هستند.
An interval of space or time in which one set of events or phenomena is completed. [..]
-
دور
nounin graph theory, path of edges and vertices wherein a vertex is reachable from itself
They're gonna be cycling from Logan to Quantico.
مسیر فرودگاه لوگان تا کوانتیـکو رو دور میزنند.
-
دوچرخه
nounA vehicle with two wheels in tandem, pedals connected to the rear wheel by a chain, handlebars for steering, and a saddlelike seat.
I hate cycling, and you know I do.
من از دوچرخه سواري متنفرم و خودتم خوب مي دوني!
-
چرخ
nounIf that cycle is the very truth of life then history, too, will inevitably repeat itself.
اگر او چرخ حقيقت اصلي زندگي باشه ... آنوقت تاريخ به ناچار دوباره تکرار ميشه
-
ترجمه های کمتر
- چرخیدن
- دایره
- چرخه
- دوره
- گردش
- دوران
- موتورسیکلت
- زمان
- تناوب
- حلقه
- روزگار
- مجموعه
- طوقه
- پرهون
- پریود
- گاهواری
- طوق
- نوسان
- راندن
- زمانه
- عصر
- گاه
- (ادبیات و اسطوره و غیره) کلیات
- (برق) سیکل
- (دوچرخه یا سه چرخه یا موتورسیکلت) سوار شدن
- (نجوم - قدیمی) مدار
- دارای چرخه یا گردش بودن
- دور کامل زدن 0
- دوره دار بودن
- دوره ی کامل
- دوچرخه سواری کردن
- رکاب زدن
- زنجیره (ی رویدادها یا پدیده ها)
- سه چرخه
- سواری کردن
- چرخه دار بودن
- چرخه – دور – گردش – سیکل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cycle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A SmartArt graphic layout type that includes layouts designed to show a continual process.
-
چرخه
nounA SmartArt graphic layout type that includes layouts designed to show a continual process.
The Life Cycle of Plants, and The History of the Combustion Engine.
چرخه ي زندگي در گياهان و تاريخچه ي موتورهاي سوختي کَنده شدن
تصاویر با "cycle"
عباراتی شبیه به "cycle" با ترجمه به فارسی
-
چرخه دمینگ
-
دورههای کوتاه شغلی
-
نقاط وارسی
-
چرخه موثر
-
چرخه خرید
-
(فرایند تبدیل نیتروژن و کربن و سایر عناصر غیر آلی یک ناحیه به مواد آلی) چرخه ی زیست گیاه شناسی · چرخه بیوژئوشیمی · چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن