ترجمه "cyclic" به فارسی

ادواری, دوری, تناوبی بهترین ترجمه های "cyclic" به فارسی هستند.

cyclic adjective دستور زبان

Characterized by, or moving in cycles, or happening at regular intervals [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادواری

  • دوری

    adjective

    The cyclical movement of history was now intelligible, or appeared to be so;

    حرکت دوری تاریخ اکنون معقول بود، یا چنین مینمود.

  • تناوبی

  • ترجمه های کمتر

    • گهگاهی
    • چرخی
    • گردشی
    • متناوب
    • (شیمی) حلقوی
    • چرخه ای
    • چرخه سان
    • چنبری (cyclical هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cyclic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cyclic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cyclic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه